تبليغاتX
نجوا
نجوا
امام رضا

تقدیم به مهربان طوس

 بگو چگونه تو را می شود صدا بزنم

و روی بال و پرم رنگی از حنا بزنم؟

گذشت فصل زمستان ، زغال قسمت من ...

به قلب خسته و تارم نگو جلا بزنم

ببین تمام وجودم پر از بهانه ی توست

سری بیایم و یک سر به آن سرا بزنم

من از گذشته ی دوری دلم شکسته شده

که حرف های خودم را نشد به جا بزنم-

که تیره روز لباسم برای هابیل است

چگونه چشم به چشم کبوترا بزنم ؟

همیشه وسوسه همراه چشم های من است

چقدر؟ تا به کجاهاش دست و پا بزنم؟

قبول غرق گناهم ولی بدان آقا

دوباره آمده ام تا تو را صدا بزنم

 

2 نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 8:46  توسط اعظم  |