تبليغاتX
نجوا
نجوا
تماس

تماس

  

هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال می كند
هی با شماره‌های غلط ، زنگ می‌زند،‏ آن وقت
من اشتباه می كنم و او
با اشتباه های دلم
حال می كند.
دیروز یك فرشته به من می‌گفت:
تو گوشی دل خود را
بد گذاشتی
آن وقت ها كه خدا به تو می‌زد زنگ
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی ؟!
یادش به خیر آن روزها
مكالمه با خورشید
دفترچه‌های ذهن كوچك من را
سرشار خاطره می كرد
امروز پاره است
آن سیم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره می كرد .

 

 

            با من تماس بگیر ، خدایا
            حتی هزار بار
          وقتی كه نیستم لطفا پیام خودت را
          روی پیام گیر دلم بگذار
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 11:6  توسط اعظم  | 

عقرب
روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نیش زد

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب بار دیگر او را نیش زد

رهگذری او را دید و پرسید برای چه عقربی را که نیش می زند را نجات می دهی؟

مرد پاسخ داد این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم . چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم ففقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟

عشق ورزی را متوقف نساز. اطف و مهربانی خود را دریغ نکن. حتی اگر دیگران تو را بیازارند.

2 نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:50  توسط اعظم  |