تبليغاتX
نجوا
نجوا
مختصر و مفید
نکات جالب

آرزو می کنم:

زندگی مال تو....مرگ مال من

راحتی مال تو....گرفتاری مال من

شادی مال تو.....غم مال من

همه مال تو ولی تو مال من

--------------------------------------------------------------------------------

شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست

این دل با نگاهی سرد پرپر می شود

--------------------------------------------------------------------------------

الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي ۱ بار من دوره تو بگردم و توام سالي ۳۶۵بار دور من بگردي

--------------------------------------------------------------------------------

از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

--------------------------------------------------------------------------------

اگر چشمهايم تورو خواست. قول ميدم چشمهايم رو ببندم اگر زبانم تو  رو خواست .قول ميدم با داندانم گازش بگيرم اما اگردلم تو رو خواست چه کنم؟؟؟؟

--------------------------------------------------------------------------------

وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن!!

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 11:32  توسط اعظم  | 

تبریک
دوستان عزیزم سلام

ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر را به شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم. به مناسبت این روز عزیز و بزرگ شعری را تقدیم شما عزیزان می کنم البته قبلا این شعر را در وبلاگم گذاشتم ولی حیفم آمد که آنرا دوباره تکرار نکنم.

اگر علی مرتضی خود را آنطور که بود نشان می داد مردم جهان همه در برابرش سر سجده بر زمین می گذاشتند.

زلیلی من شنیدم یا علی گفت

به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است

که هر دیوانه ای دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد

به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت

دعایی کرد و او هم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش

به موجودات عالم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند

چو بر می خواست آدم یا علی گفت

مسیحا دم از اعجاز می زد

زبس بیچاره مریم یا علی گفت

مگر خیبر زجایش کنده می شد

یقین آنجا علی هم یا علی گفت

یا علی

 

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 11:45  توسط اعظم  | 

سقوط

سقوطي پس از پرواز

شبي به گوشه ي خلوت خدا خدا كردم

ز روي صدق به دلخستگان دعا كردم

ز سينه آه كشيدم دلم آه شكست

در آن شكستگي دل چه گريه ها كردم

به شوق سجده فتادم به خاك گرم نياز

نمازهاي ز كف رفته را قضا كردم

در آن صفاي سحر با طواف كعبه ي عشق

ز مروه سعي پر از جذبه تا صفا كردم

چه حال رفت ندانم كه با عنايت اشك

به بحر رحت بي منتها شنا كردم

ز تن رها شدم و روح من صعود گرفت

به دل هواي ملاقات كبريا كردم

صداي بال ملايك نشست در گوشم

هماي عشق شدم سير در سما كردم

چكيد اشك خلوصم به بالهاي سپاس

چو با ملايكه پرواز تا خدا كردم

چه گويمت كه چه شد جذبه بود و رحمت دوست

به حيرتم كه كجا بودم و چها كردم

ز بخت بد پس از آن شب روا ن پاكم را

به دست نفس هوس آزما فنا كردم

كنون سزاست بر احوال خود بگريم زار

از آنكه حال مناجات را رها كردم

هواي نفس ندانم چه كرد با دل من

كه خويش را ز شب عاشقان جدا كردم

خداي من همه دم باب رحمتت بازست

منم كه از تو جدا ماندم و خطا كردم

بهار عشق خزان شد چه بي خبر ماندم

گريخت فيض سحر اين خطا چرا كردم

رواست برق ندامت بسوزدم همه عمر

 كه با اطاعت دل پشت بر خدا كردم

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 11:53  توسط اعظم  | 

خواب

خواب عجیب

شبی از شبها مردی خواب عجیبی دید ، او در عالم رویا دید پا به پای خداوند روی ماسه های ساحل دریا قدم می زند

و در همان حال ، در آسمان بالای سرش ، خاطرات دوران زندگی اش به صورت فیلمی در حال نمایش است او که محو تماشای زندگیش بود،

ناگهان متوجه شد که گاهی فقط جای پای یک نفر روی شن ها دیده می شود و آن هم وقت هائی است که او دوران پر درد و رنج زندگی اش را طی میکرده است.

بنابراین با ناراحتی به خدا که در کنارش بود ، گفت : پروردگارا ، تو فرموده بودی که اگر کسی به تو روی آورد و تو را دوست بدارد در تمام مسیر زندگی ، کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد .

پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگیم ، فقط جای پای یک نفر وجود دارد ، چرا مرا در لحظاتی که به تو سخت نیاز داشتم تنها گذاشتی؟

خداوند لبخند زد و گفت : بنده عزیزم ! من هرگز تو را تنها نگذاشته ام .

زمانی هائی که تو در رنج و سختی بودی ، من تورا روی دستانم بلند کرده بودم تابه سلامتی از موانع عبور کنی .

 

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 10:27  توسط اعظم  |